معرفی وبلاگ
ندانم که این مرز مینو سرشت که گویی بهشت است از زرع و کشت کدامین بر و بوم ارزنده است که طنازی او برازنده است عروس طبیعت بت دلستان که پوشیده پیراهن پرنیان بود اصفهان، اصفهان، اصفهان، که بی او صفایی ندارد جهان بود اصفهان جلوه ای از بهشت بویژه به هنگام اردی بهشت مگو اصفهان است نصف جهان نیرز جهان هیچ بی اصفهان بود اصفهان قلب ایران زمین بود اصفهان به ز ما چین و چین
دسته
شاهنامه
گروه اصفهان شناسي زنده رو د
دانلود كتاب
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 48202
تعداد نوشته ها : 144
تعداد نظرات : 9
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

 باغ پرندگان فعاليت خود را در مرداد ماه 1375 آغاز كرده است. اين باغ با مساحتي بالغ بر 55000 مترمربع يكي از جاذبه هاي تفريحي شهر اصفهان است. اين مجموعه كه بخشي از پارك جنگلي ناژوان و رودخانه زاينده رود است از معدود باغهاي پرندگان در خاورميانه مي باشد. مساحت داخلي زير توري باغ 17000 مترمربع و مساحت توري كه بر روي 16 ستون متحرك به ارتفاع حداكثر 32 متر قرار گرفته است 40000 مترمربع است.

باغ پرندگان توسط شهرداري اصفهان احداث شده است و اكنون تحت مديريت طرح ساماندهي ناژوان و صفه اداره مي شود.

اين مجموعه از قسمتهاي مختلفي تشكيل شده است كه به اختصار به معرفي آنهامي پردازيم

دسته ها : اماكن ديدني
1390/10/4 11:20 صبح

اصفهان، اين شهرلاجوردي كه چونان نگارستاني دلپذير، و مرواريدي گرانبها و بي‌بديل در مركز فلات ايران زمين خوش مي‌درخشد، اينك در طلوع راستين ديگري از رونق آباداني زيباتر و با شكوهتر از ديروز و روزگاران پيشين با پرنيان رنگ در رنگ گلها و فضاهاي سبز و دلاويزي كه در هر كوه و برزنش چشم نوازي مي‌كنند، در هم مي‌آميزد تا زيبايي و شادابي را در فضاهاي شهري مفهومي تازه بخشد.

در عصري كه «ماشينيسم» و رشد قارچ‌گونه صنايع آلاينده، محيط زيست انسان و موجودات زنده را به مخاطره افكنده و آلودگي هوا سر منشأ بسياري از بيماريهاي تنفسي و مرگ و ميرهاي ناگهاني شده است، و در فصلي از تاريخ كه خطرات ناشي از آلودگي هوا و كاهش موحش نازك شدن لايه اوزن نگراني عموم ملل جهان را برانگيخته است و آينده‌اي تاريك را براي ابناء بشر به تصوير مي كشاند، نمي‌توان در چاره‌انديشي و يافتن راه برون رفت از مشكلات تعلل ورزيد. بايد باور كنيم كه يك نهضت بزرگ ملي در ايجاد يك محيط سالم شهري مي‌تواند التيام بخش و ضامن سلامتي روح و جسم شهروندان باشد. پس بايد دريچه‌اي به باغ اميد گشود و رويش و سخاوت را به نظاره نشست.

خوشبختانه از چند سال پيش به اين سو، فضاهاي سبز شهر اصفهان در پرتو برنامه‌ريزيها و تلاشهاي شهرداري و سازمان پاركها و فضاهاي سبز گسترش يافته است، به گونه‌اي سرانه فضاي سبز اين شهر به ازاي هر شهروند به مرز حدود 5/13 متر مربع رسيده كه در يك مقايسه اجمالي به حداقل استاندارد جهاني يعني 15 متر مربع نزديك شده است. اين فضاهاي سبز كه مشتمل بر فضاهاي دل‌انگيز حاشيه زاينده‌رود و پاركهاي محلي و كوهستاني و جنگلي است زيبايي، شادابي و پالايش نسبي هواي شهر اصفهان را باعث گرديده است

باغ بزرگ گلها است و جاي جاي آن باغ در باغ، اما اين پروژه معظم واسطه عقد پاركهاي شهر به شمار مي‌رود. ويژگي و امتياز منحصر به فرد اين باغ را بايد در وجوه چندگانه تفريحي، فرهنگي، آموزشي و تحقيقي آن جستجو كرد كه اميد مي‌رود با جذابيتهاي چشمگير خود، استعدادهاي توريستي شهر اصفهان را بيش از پيش افزايش دهد و تقويت كند.

اين طرح به عنوان يكي از طرحهاي مهم و بزرگ اصفهان+22 به بهره‌برداري مي‌رسد تا بدينوسيله بر زيباييها و مناظر ديدني اين شهر بيفزايد و دانشجويان و دانش‌پژوهان بتوانند از اين مكان استفاده نمايند و اوقات فراغت خود را با گل و گياه سپري كنند.

در طراحي اين باغ اقليم خشك منطقه اصفهان مورد توجه قرار گرفته و آب به صورت فواره‌هايي كوتاه جريان مي‌يابد و سرانجام به بركه برخورد مي‌كند، همچنين عناصر و مختصات فرهنگ معماري سنتي اصفهان در بناهاي اين باغ تبلور عيني يافته است.  

معرفي قسمتهاي مختلف مجموعه باغ گلها

پاويون ورودي :


 

ساختماني به ابعاد 6×9 و ارتفاع 6 متر در دو اشكوب است كه طبقه همكف آن مشتمل بر دو قسمت شمالي و جنوبي (در سمت شمالي پلكان ساختمان و سمت جنوبي دفتري جهت ارائه بروشور و اطلاعات باغ و نمايش بذر گلها) مي‌باشد. طبقه اول به صورت صفه است، كه از اين صفه مي‌توان محوطه كلي پارك را نظاره نمود و طبقه دوم كه شامل يك سالن است براي ارائه فيلم و اسلايد انواع گياهان منظور گرديده است.

باغ صخره‌اي :

وسعت اين باغ 2500 متر و ارتفاع 3 متر است و 250 گونه گياهان صخره‌اي كه نمايي از طبيعت را ارائه مي‌نمايند، در اين باغ كاشته شده است.

آبشار باغ :

اين آبشار در سمت شرقي باغ صخره‌اي قرار دارد و از ارتفاع چهارمتري حجم قابل توجهي از آب به داخل بركه ريزش مي‌كند و جريان مي‌يابد. در ساختمان آبشار از انواع سنگهاي رودخانه‌اي استفاده گرديده است تا آبشار كاملاً طبيعي جلوه نمايد.

بركه :

به منظور تلطيف هوا و پرورش انواع گياهان آبزي، در طرح باغ بركه‌اي به مساحت حدود 3500 متر مربع در ضلع جنوب شرقي باغ پيش‌بيني گرديده است.

محوطه مخصوص كودكان :

در اين محوطه با استفاده از انواع پرچينها طرحي پيش‌بيني گرديده است كه بچه‌ها بتوانند با گريز و اختفاء ساعاتي از وقت خود را در باغ بگذرانند.

محوطه باغ :

سطح كلي قطعات باغ جمنكاري و با پيش‌بيني انواع باغچه‌ها در طرحهاي متنوع استفاده از گلهاي فصلي يكساله، دو ساله، دائمي و درخچه‌هاي زينتي ممكن مي‌گردد. در مركز باغ طرح فرش كه يكي از نقشهاي اصيل و ديرينه اصفهان است و گل و بوته و ترنج فرش از انواع انشاء گلها استفاده مي‌گردد، معابر باغ كه حدود 5000 متر مربع است با نوعي كفپوش (سنگهاي گرانيت) با طرحهاي خاص مفروش گرديده است.

 

 

 

باغ رز:

در قسمتي از باغ ، باغچه‌هايي به منظور كشت انواع گل رز در ايران در نظر گرفته شده است.


آمفي تئاتر روباز :

در ضلع شرقي باغ گلها، در انتهاي محور اصلي به منظور برگزاري نمايشگاههاي مختلف و مراسم جشن و سخنراني، با استفاده از تنه درختان فضايي به شكل آمفي تئاتر پيشبيني ‌ شده است كه ظرفيت آن حدود 250 نفر مي‌باشد.

گلخانه :

به منظور پويا بودن باغ گلها، با توجه به شرايط اقليمي اصفهان و كمبود گل در فصل زمستان، مجموعه گلخانه به مساحت 700 متر مربع در ضلع مال شرق باغ پيش‌بيني شده است كه با فراهم نمودن انواع اقليم در طول فصل زمستان بازديد كنندگان مي‌توانند نظاره‌گر انواع گلها باشند.

نرده‌هاي اطراف باغ :

با توجه به تنو‏ع گلها و گياهاني كه نياز به مراقبت ويژه‌ دارند، اطراف باغ با نرده‌هاي ساده و ديوار سبز انواع پرچين محصور، به گونه‌اي كه ضمن جلوگيري از تردد افراد به صورت ديواره‌اي سبز محدوده باغ را مشخص سازد.

 

 

 

باغ گياهاني دارويي و خوراكي :

اين مجموعه با مساحتي در حدود 1170 متر مربع داراي 132 گونه از انواع گياهان دارويي و خوراكي موجود در مناطق مختلف ايران مي‌باشد كه بر اساس يك سري مطالعات، انتخاب و نسبت به كشت آن اقدام شده است. موقعيت اين مجموعه در شمال باغ مي‌باشد.

باغ سوزني برگان :

اين قسمت داراي انواع درختان سوزني برگ مي‌باشد كه مساحتي بيش از 2166 متر مربع از باغ را به خود اختصاص داده و در منتهي‌اليه درياچه واقع گرديده است. تنوع گونهها در اين مجموعه بالغ بر 86 گونه مي‌باشد.

باغ گياهان پيازي :

اين مجموعه نيز با انواع گياهان پيازي شكل گرفته، همچنين سعي شده با استفاده از تعداد قابل توجهي از گونه‌هايي كه با شرايط آب و هوايي اصفهان سازگاري دارند، منظره زيبايي به نمايش گذاشته شود.تعداد گونه‌هاي اين مجموعه 38 گونه و مساحت آن بالغ بر 740 متر مربع است.

مجموعه گونه‌هاي زنبق :

اين مجموعه نيز با مساحتي در حدود 900 متر مربع درضلع شرقي باغ و در كنار آمفي تئاتر با تعداد 46 گونه گياهي پيش‌بيني شده است كه داراي گونه‌هاي متعدد زنبق مي‌باشد.

 

 

 

مجموعه پرچين :

به منظور جداسازي و تفكيك قطعات مختلف از پرچينهاي متفاوت با گونه مورت، انواع شمشاد، و زرشك استفاده گرديده كه طول عمليات اجرايي در اين بخش به 1540 متر بالغ مي‌گردد.

مجموعه گونه‌هاي داوودي :

اين مجموعه نيز با مساحتي در حدود 900 متر مربع در ضلع شرقي باغ با تعداد 26 گونه گياهي پيش‌بيني شده است كه داراي گونه‌هاي متعدد از گلهاي داوودي مي‌باشد.  

آب نما :

معابر اصلي و فرعي با استفاده از آب نماهايي به قطع 80×40 سانتيمتر همراه با فواره‌هاي متعددا جرا گرديده كه طراوت و زيبايي‌ خاصي به مجموعه بخشيده است. آب مورد استفاده از مركز باغ به منتهي اليه آب نماها متصل شده و پس از برگشت مجدد به صورت چرخشي جريان مي‌يابد.

به منظور كاهش هزينه‌ كارگري و حداكثر استفاده از آب و همچنين ايجاد محيطي مرطوب، از آبياري تحت فشار استفاده شده و كليه سطوحي كه امكان آبياري باراني در آن وجود دارد، تحت پوشش طرح فوق قرار گرفته است.

جهت تأمين نور مناسب و روشنايي باغ در شب از پايه‌هاي بلند به همراه پروژكتور جهت نورپردازي به روش متمركز استفاده شده است. همچنين پايه‌هاي كوتاه با نور ملايم در مسيرهاي حركت پيش‌بيني گرديده است كه فضاي زيبايي را در شب ايجاد مي‌نمايد.

با عنايت به فلسفه وجودي باغ مبني بر ارائه انواع گلها سازگار با شرايط آب و هوايي اصفهان مجموعاً درقسمتهاي مختلف باغ تعداد 395 گونه گياهي كاشته شده .

مشخصات فني باغ گلها :

سنگ گرانيت : 4000 متر مربع

جدول‌گذاري محوطه باغ : 4200 متر طول (از نوع تيشه‌اي)

مساحت ساختمان سر درب ورودي : 180 متر مربع

محوطه‌سازي پاركينگ : 4345 متر مربع

جدول ‌گذاري پاركينگ : 600 متر طول

كانال سازي با سنگ تيشه‌اي: 300 متر طول

احداث حوضها با سنگ تيشه‌اي : 80 متر مربع

احداث بركه : 3177 متر مربع

(كف بركه از سنگ ضايعات و بدنه‌ها از سنگ لاشه ساخته شده است)

كف فرش : 2500 متر مربع

زيرسازي در كل معابر باغ : 7453 متر مربع

محوطه سازي ورودي با سنگ مالون : 1500 متر مربع

بدنه سازي با سنگ مالون : 250 متر مربع

دسته ها : اماكن ديدني
1390/10/4 11:18 صبح


 

اين باغ در سال 1375 در قطعه زميني به وسعت 85هكتار (850000متر مربع) در بخش شمال شرقي اصفهان در بلوار فرزانگان توسط سازمان پاركها و فضاي سبز احداث شد.
در ابتدا پارك به صورت جنگلي باسيستم آبياري هيدرانت طراحي شد ولي اخيراً با تغييرات ايجاد شده به صورت يك پارك شهري با سيستم آبياري قطره اي اداره مي شود.
تعداد درخت و درختچه موجود حدود 47هزار اصله شامل كاج تهران، كاج شهري، توت، زبان گنجشك، سرو نقره اي، سرو شيرازي، سرو نوش، اقاقيا، ارغوان،‌ نارون، وسك، دادي، به ژاپني مي باشد.
سطح چمن كاري شده پارك شامل تپه، تپه چيني و اطراف ساختمان اداري حدود 12500مترمربع است.

 درياچه تعبيه شده به وسعت 50000000 مترمربع  در بخش شرقي پارك مي باشد.
زمين اسباب بازي در دو قسمت پارك (مركز و غرب پارك)
سرويس بهداشتي در دو قسمت مركز و غرب پارك
زمين ورزشي در جنوب غربي پارك
60عدد آلاچيق

ساختمان سالن مطالعه در دست احداث و ساختمان اداري
فعاليتهاي عمراني خدماتي رفاهي
احداث خيابان ضلع جنوبي به طول1000 متر
جاده به طول 1000متر - عرض 10متر
ساخت و ايجاد مجموعه ورزشي باغ فدك در ضلع جنوبي
- شامل 5 قطعه زمين ورزشي داراي سرويس بهداشتي و رختكن
- زمين هندبال يا فوتبال گل كوچك، زمين بسكتبال ، زمين واليبال، زمين بدمينتون
احداث يك باب ساختمان مطالعه (سالن دارك)
در دو طبقه با زيربناي 700متر مربع جهت خواهران و برادران
- احداث زمين اسكيت استاندار با وسعت 1200متر مربع
- احداث و تكميل پاركينگ اصلي ضلع شمالي با چهار باند آسفالته به طول هر يك 400مترمربع و پاركينگ مجزا براي اتوبوس و كاميون ها

 

دسته ها : اماكن ديدني
1390/10/4 11:17 صبح
 

زاينده‌رود يكي از بزرگترين رودخانه‌هاي ايران است كه در مركز كشور، يعني استان اصفهان، از مغرب به مشرق جريان دارد. اين رودخانة مصّفا، رگ حياتي و عامل اصلي سرسبزي و حاصلخيزي اصفهان محسوب مي‌شود.

سرچشمه اين رودخانه، دامنه‌هاي زردكوه بختياري است كه در حد فاصل بين اصفهان و لرستان قرار دارد. سرچشمه زاينده‌رود به شكل حوضي مدور با مساحتي در حدود سيصد زرع مي‌باشد كه به «چشمه جانان» معروف است. چشمة مذكور در اين ناحيه مي‌جوشد و به طرف مشرق سرازير مي‌شود. پس از طي سه فرسنگ، به چشمه ديگري به نام «چهل چشمه» مي‌رسد. همچنين از سمت شمال اين منطقه، يعني ناحية فريدن، دو چشمة بزرگ ديگر به نام «خُرِسنگ» و «كودَنگ» به جانانه‌رود ملحق مي‌شود. انشعاب ديگري نيز به نام زرين‌رود از طرف جنوب يعني چهارمحال به اين رودخانه اضافه مي‌شود. منبع اصلي انشعاب‌ اخير زير‌ِ كوهي قرار دارد كه زردكوه ناميده مي‌شود.

مافروخي در كتاب محاسن اصفهان نوشته است: ايل چهار لنگ در كنار رودخانة خُرِسنگ و كودنگ و ايل هفت لنگ در كنار رودخانة زرين رود زندگي مي‌كرده‌اند. در كنار و اطراف جانانه‌رود هم، آباديها و جمعيت‌هايي وجود داشته كه بر اثر كش‌مكش‌هاي قومي، به ويراني كشانده و تبديل به محل كشت و زرع شده‌اند.

اكثر كوههاي اين منطقه برف‌گير است. دو چشمه ديگر نيز در اين حوالي وجود دارد، كه يكي از آنها نمكين و شور است و حتي از آن نمك سفيد و لطيفي استخراج مي‌كنند. اما چشمة ديگر داراي آب شيرين است و با آن زراعت مي‌نمايند.

عظمت رودخانه زاينده‌رود پس از الحاق آب كوهرنگ به آن، مشخص مي‌شود. در حقيقت سرچشمة اصلي زاينده‌رود، كوهرنگ است كه باعث مي‌شود در فصول مختلف رودخانه زاينده‌رود پر آب و با بركت باشد. اتصال آب كوهرنگ را به زاينده‌رود، به زمان صفوي و شاه طهماسب نسبت مي‌دهند. اسكندربيك در عالم آراي عباسي مي‌نويسد: شاه طهماسب به مير فضل الله شهرستاني حاكم آن نواحي دستور داد تا چشمة محمودي (چشمة كوهرنگ) را كه آب آن به طرف خوزستان هدر مي‌رفته، به زاينده‌رود متصل نمايد. اما به رغم انجام مقدمات كار و تلاش فراوان، وجود كوهي عظيم در حد فاصل بين اين دو رود، همچنين وجود معادن گوگرد در آن كوه كه باعث خفگي مي‌شد و عده‌اي از كارگران را به هلاكت رساند، اين كار پس از صرف هزينه‌هاي سنگين متوقف گرديد.

در سال 1027 شاه عباس، محبعلي بيگ را جهت انجام اين كار به كوهرنگ فرستاد، اما او هم كاري از پيش نبرد. سپس شاه عباس، امام قليخان بيگلربيگي فارس و حسين‌خان حاكم لرستان را مأموريت داد، آنها نيز ناموفق بودند. سرانجام شاه عباس شخصاً اقدام نمود، و به طرف سرچشمة زاينده‌رود حركت كرد ولي اجل او را مهلت نداد. در زمان شاه عباس دوم نيز اقداماتي اساسي و جدي انجام گرديد. حتي از مهندسين فرانسوي دعوت به عمل آمد، اما آنها نيز توفيقي نيافتند، زيرا كار سنگين و مخارج آن زياد و بيشتر سال، هواي آنجا سرد و يخ‌بندان بود.

عاقبت در هفتم مهرماه سال 1327 شمسي مقدمات حفر تونل كوهرنگ آغاز و در 24 مهرماه سال 1332 شمسي تونل مزبور افتتاح و آب كوهرنگ به زاينده‌رود هدايت گرديد.تونل كوهرنگ در ارتفاع 2700 متري كوه تعبيه گرديده. طول آن 2835 متر و قطر آن 11 متر مربع مي‌باشد. اين تونل به وسيله دريچه‌هايي باز و بسته مي‌شود. عرض تونل 75/2 متر و ارتفاع آن 5/2 متر است. آب رودخانه زاينده‌رود پس از عبور از تونل مذكور هزاران هكتار زمين را مشروب كرده، پس از پيمودن 360 كيلومتر از راههاي پرپيچ و خم و سرسبز و حاصلخيز، در 140 كيلومتري جنوب شرقي اصفهان به باتلاق گاوخوني مي‌ريزد.

يكي ديگر از سرچشمه‌هاي معروف زاينده‌رود، «چشمة ديمه» است كه از نظر شرب و املاح، داراي سالم‌ترين و عاليترين نوع آب در جهان است. اين چشمه در روستاي ديمه نزديك فارسان و پايين كوه، در سطح زمين قرار گرفته است كه آب آن در طول سال به طور يكنواخت از زمين مي‌جوشد. در سالهاي اخير املاح معدني آب اين چشمه در آزمايشگاههاي معتبري مورد آزمايش قرار گرفته و به دنبال تأييد كيفيت عالي آن، كارخانه‌اي بزرگ با سرمايه‌اي سنگين در شرف احداث است تا آب اين چشمه به صورت بطرهاي سربسته و بهداشتي. به كشورهاي جهان صادر شود.

 

اين رودخانه در كتب تاريخ و جغرافيا به نام‌هاي زاينده‌رود، زنده‌رود، زندرود، زرين‌رود، زرينه‌رود، زن رود و زندك‌رود آمده است، زيرا آب آن در طول مسير زايش كرده، تزايد مي‌يابد. و به همين مناسبت زاينده‌رود ناميده شده است. بعضي نيز آن را عامل سلامتي و زنده‌بودن مي‌دانستند و نام زنده‌رود بر آن نهاده‌اند ماه فروخي در كتاب محاسن اصفهان مي‌نويسد: موقعي كه عضدالدوله براي ديدار پدر و برادرانش به اصفهان آمد، از آب رودخانه فرات براي نوشيدن با خود آورده بود، وقتي آب گواراي زاينده‌رود را چشيد، دستور داد آبهاي فرات را ريختند و گفت: «با وجود زنده‌رود، فرات، شرب را نشايد.»

از اين رودخانه، جهت مشروب ساختن باغها و عمارتها و كشتزارهاي داخلي اصفهان، پنج شاخة بزرگ، جدا شده كه در گويش اصفهان به آنها‌«مادي» مي‌گويند. اين ماديها به ترتيب زير وارد اصفهان مي‌شوند:

1- جوي شاه: كه آب آن مخصوص عمارتهاي سلطنتي بوده و نصف مادي فرشادي آب داشته است.

2- مادي نياصرم: اين مادي كه از بزرگترين ماديهاي اصفهان است از كنار پل مارنان از رود جدا شده، از جنب محله لنبان مي‌گذرد به طرف شرق اصفهان جريان مي‌يابد. اين مادي، به هنگام پرآبي، دويست سنگ آب دارد.

3- مادي فرشادي: اين مادي بالاتر از مادي نياصرم از رودخانه جدا شده، محله‌هاي چهارسو و شمس‌آباد را مشروب مي‌سازد و سپس از محلة خواجو مي‌گذرد و آب آن به يك چهارم‌اب مادي نياصرم مي‌باشد.

4- مادي فدن: آب اين مادي را سلاطين صفويه وقف سلامتي خود كرده بودند. اين مادي بالاتر از سه مادي ديگر قرار داشت و به دروازه دولت مي‌رفت. سپس در آنجا به شعبات كوچكي تقسيم مي‌شد.

5- مادي تيران يا طهران: اين مادي از مغرب شهر گذشته، به محلة بيدآباد و چهارسوق شيرازيها مي‌رسيد.

ساير ماديهاي بزرگ شهر اصفهان عبارت‌اند از ناجوان، نايج، شايج، قمش، و عبدالله خان. بطور كلي از سرچشمة زاينده‌رود تا گاوخوني 154 مادي و نهر از اين رودخانه جدا مي‌شود. شايد كلمة مادي مربوط به زمان مادها باشد به علت آنكه آب را از چاهها به صورت قنات به روي زمين آورده و جاري مي‌ساختند.

استفاده و برداشت از آب زاينده‌رود در زماني كه استفاده زراعي ندارد، آزاد است ولي در زمان نياز و كم آبي، به صورت سهم‌بندي تقسيم مي‌شود كه اشتراكآن براي بلوك‌ هاي ششگانه به روش طومار شيخ بهايي شامل 33 سهم به شرح زير است:

1- بلوك لنجان: شش سهم 2- بلوك النجان: چهار سهم 3- بلوك ماربين: چهار سهم 4- بلوك جي: شش سهم  5-بلوك كراج: سه سهم 6- بلوك رودشين / براآن: ده سهم.

در طومار ديگري كه به شيخ بهايي نسبت داده مي‌شود، تقسيمات جزيي ديگري نيز وجود دارد. اما انتساب اين طومار به شيخ بهايي صحيح به نظر نمي‌رسد، چون تقسيم‌نامة آب زاينده‌رود به فرمان شاه طهماسب صفوي است كه سواد آن در مالية اصفهان موجود و مربوط به سال 923 هجري است، بنابراين طومار اخير را به ميرفضل الله شهرستاني نسبت مي‌دهند كه گويا فقط به تأييد شيخ بهايي رسيد و تغييراتي جزئي در آن انجام داده است.

 

اين رودخانه زيبا و مصفا همواره الهام‌بخش شاعران خوش ذوق ايران بوده است. شاعران تحت تأثير زيباييها و سواحل فرحبخش زاينده‌رود، آن را بهشت ثاني دانسته و اشعار نغز و دلكشي در توصيف اين رودخانه و لطافت و گوارايي آب آن سروده‌اند كه از آن جمله‌اند: حافظ شيرازي شاعر زيباپرست و ستايشگر آب ركن‌آباد، در وصف زاينده‌رود و محلة باغ‌كاران چنين سروده است:

روز وصــل دوستـداران ياد بــاد                         ياد باد آن روزگـاران ياد بــاد

كامم از تلخــي غم چون زهر گشت              بانگ نوش شاد خواران ياد باد

مبتلا گشتـم در ايــن بنــد و بــلا                  كوشش آن حـق گزاران ياد بـاد

 گرچه صد رود است از چشمم روان                   زنــده رود و باغ كاران ياد بـاد

در جاي ديگر نيز مي‌گويد: «اگرچه زنده رود آب حيات است»‌ و در مصرع دوم تحت تأثير شهر و ديار به وصف شيراز پرداخته و مي‌گويد: «ولي شيراز ما از اصفهان به!»

و باز در جاي ديگر چنين گفته است:

          خرد، در زنده رود انداز و مي نوش                بــه گلبانــگ جوانان عراقــي

* حسين ابن محمد ابن ابي الرضا آوي مترجم كتاب «محاسن اصفهان»  چنين سروده است:

مرا هواي تماشاي باغ كاران است                 كه پيش اهل خرد بهترين كــار آن اســت

براي جرعة آب حياتش اسكنــدر              چه سالهاست كه سرگشته و پريشان است

و در جاي ديگر:

لب زنده رود و نسيم بهار             رخ دلستان و مي خوشگوار

چنان بيخ انده ز دل بَر كَنَد            كه بيخ ستم، خنجر شهريار

* خاقاني شرواني، قصيده سراي توانا چنين سروده است:

رودي ست كه كوثرش عديل است              آبش سلسال و سلسبيل است

گـــه سيمگــري نمايــد آبـــش                   گه شيشه گري كند حبابــش

آبــش بَـــدَلِ گـــلاب داننـــــد                    زود دردسر سران نشاننـــد

از شربـــت او كننــــد حاصــل                    مستسقيي را شفـاي عاجـــل

* استاد سعدالدين سعيد هروي، زاينده رود و سواحل آن را چنين وصف نموده است:

آب حيوان است گويي پيش بستان ارم       زنده رود است آن كه دارد باغ كاران در كنار

* صدرالدين عبدالطيف خجندي، زاينده‌رود را با نامي ديگر چنين ستوده است:

اي چو سيم مذاب زريـن رود                     اصفهــان پرنوا شده ز تو رود

در لقاي تو داشت خضر برات                    آب گشته ز شرم تو است فرات

* نگارنده نيز گوارايي آب زاينده‌رود را سكرآور مي‌داند:

          چو مي خوشگوار است زاينده رودت             از اين روست آب رزان دوست دارم

اگر بخواهيم شعر شاعراني را كه در وصف زاينده‌رود سروده شده جمع‌آوري كنيم، كتابي جداگانه خواهد شد.

خوشبختانه در دهة اخير به دنبال زيباسازي اصفهان و بنابر طرحهاي نوين شهرسازي، رودخانه لاي‌روبي و سواحل آن مرمت شده‌اند و با احداث فواره‌ها، ايستگاههاي قايقراني و خيابان‌كشي‌ها و جدول‌بندي و پله‌هاي سنگي، پاركهاي ساحلي پر گل و چمن و زمينهاي بازي و ورزش براي كودكان و بزرگسالان، سواحل زاينده‌رود به زيباترين گردشگاههاي جهان تبديل شده است و به هنگام جشن نوروز باستاني، ميهمانان نوروزي از سواحل زيباي زاينده‌رود ديدن مي‌كنند كه معمولاً به همين مناسبت، قسمتي از دريچه‌هاي سد كوهرنگ باز مي‌شود تا رودخانه زيباي زاينده‌رود پر آب‌تر و دلنشين‌تر جلوه نمايد.

پ :

زاينده‌رود پس از پيمودن مسير 360 كيلومتري خود، از ميان كوهها، دره‌ها، دشتها، باغها، بيشه‌ها و كشتزاران مي‌گذرد و سرانجام با پيچ و خمهاي زيبا، اصفهان را به دو منطقة شمالي و جنوبي تقسيم مي‌نمايد. زاينده‌رود زماني خروشان و غرّان، گاهي آرام و خرامان در بستر خود مي‌لغزد، كشتزارها و درختهاي مسير خود را سيراب مي‌كند تا به آرامگاه خود – مرداب گاوخوني – برسد.

در اين مسافت طولاني، از ديرزمان جهت ارتباط شمال با جنوب رودخانه، پل‌هايي زده شده كه قدمت بعضي از آنها، به اندازة قدمت اصفهان است. از جمله، پل شهرستان يكي از كهن‌ترين پل‌هاي زاينده‌رود است.

اكنون به طور اختصار به شرح بعضي از پل‌هايي مي‌پردازيم كه در طول مسير غربي – شرقي زاينده‌رود بر روي آن احداث شده‌اند و از ديرباز تا زمان حاضر پابرجا هستند.

1-پل دِه كرم سفلي: اين پل از پل‌هاي قديمي زاينده‌رود است كه در نزديكي سد كوهرنگ قرار دارد.       

2-پل وَرگان: اين پل نيز در نزديكي دو روستاي بُن شور و نار سفلي قرار دارد و غير از پل فلاورجان مي‌باشد.

3-پل هوره يا سوادجان: نظر به اينكه اين پل مجاور دهكده هوره قرار گرفته پل هوره ناميده مي‌شود.

4- پل ايسي سو: اين پل كه نسبتاً‌ جديد مي‌باشد، در مجاورت سد شاه عباس ساخته شده و طول آن 80 متر است.

5-پل زمان خان: اين پل قديمي، داراي دو دهانه و  30 متر طول است كه به پل سامان نيز شهرت دارد.

6- پل باغ بهادران: در شهر كوچك اما بسيار زيبا و حاصلخيز و پر بركت باغ بهادران قرار دارد و طول آن 60 متر مي‌باشد.

7- پل كلّه: اين پل قديمي و معروف چندين بار بازسازي شده است. مردم اصفهان و نقاط ديگر براي گردش و تفريح كنار آن مي‌روند. اين پل بين روستاي مديسه و نوگوران واقع شده،  98متر طول دارد كه قبلاً راه عبور اصفهان به شهركرد بوده است.

8- پل سر: اين پل در سالهاي اخير در كنار پل كلّه ساخته شده كه جادة اصفهان به چهارمحال و بختياري و خوزستان از آن مي‌گذرد. پل سر نزديك سيصد متر طول و يكصد متر ارتفاع دارد و يكي از بزرگترين پل‌هاي استان محسوب مي‌شود.

9- پل ريز لنجان: يكي از پل‌هاي معمولي روي زاينده‌رود است كه در روستاي ريزِ زرين‌شهر قرار دارد.

10- پل ديزيچه: از پل‌هاي نسبتآً جديد كه در محل ديزيچه جهت كارخانه سيمان سپاهان ساخته شده است.

11- پل بابامحمود: اين پل قديمي است و قدمت آن به زمان مغول مي‌رسد. محل آن را فيروزان مي‌گفتند. طول اين پل 152 متر مي‌باشد.

12- پل راه‌آهن: از پل‌هاي نسبتاً جديد است كه به سال 1348 شمسي در مجاور كوه قلعه‌بزي ساخته شد.

13- پل باغشاه: اين پل در محل مزرعه باغشاه صفي آباد احداث گرديده است يا ورگون ساخته شده و 140 متر طول دارد.

14- پل فلاورجان: از پل‌هاي قديمي زاينده رود است كه در روستاي ورگان قرار دارد.

15- پل درچه: اين پل ابتدا مال رو بوده ولي اخيراً پل ديگري در كنار آن به صورت بتون مسلح ساخته شده كه ماشين‌رو مي‌باشد. طول اين پل 95 متر است.

16- پل وحيد: نخستين پلي كه زاينده‌رود پس از وارد شدن به اصفهان از زير آن مي‌گذرد پل وحيد است. اين پل معظم سابقة چنداني ندارد اما از پلهاي مستحكم و پر رفت و آمد غرب اصفهان است كه به عنوان پل كمربندي عمل مي‌كند و محل عبور خودروهاي سنگين و كاميونهايي است كه از شمال ايران به جنوب حركت مي‌كنند.  اين پل حدود 130 متر طول و 22 متر عرض دارد.

17- پل مارنان: اين پل در كنار شهر، در مغرب اصفهان و پس از پل وحيد قرار دارد كه چون به قرية مارنان وصل مي شود به اين نام شهرت يافته است. مارنان متصل به جلفا – محله ارمني‌هاي اصفهان – مي‌باشد. نام اين پل در قديم پل سرافراز بوده كه به دست يكي از ثروتمندان ارامنة جلفا در زمان صفويه ساخته شده و داراي هفده چشمه است. مدتي پيش (پس از انقلاب) چند چشمه آن بر اثر سيل و طغيان رود خراب شد كه به دنبال دستور مخصوص نخست‌وزير وقت و به وسيلة شهرداري به نحو مطلوبي مرمت گرديد. طول اين پل 160 متر است و گردشگاههاي زيبايي در كنار آن قرار دارد.

18- پل فلزي: اين پل بسيار محكم است و از خروارها آهن ساخته شده است. پل فلزي تقريباً در وسط اصفهان كنوني است و خيابان دكتر بهشتي را به خيابان حكيم نظامي متصل مي‌نمايد و راه عبور اكثر كاميونها و اتوبوسهاي بين شهري مي‌‌باشد. اين پل در سال 1338شمسي ساخته شده و در اطراف آن پاركهاي بسيار زيبايي احداث گرديده است. طول اين پل 136 متر است.

19-  پل آذر: اين پل بزرگ چند سال بعد از پل فلزي ساخته شده كه از نظر استحكام نيز قابل توجه است. اما ارتفاع آن از سطح آب نسبت به پل‌هاي مشابه بسيار كم است. اين پل خيابان آذر را به خيابان نظر و جلفا متصل مي‌سازد.

20- پل سي و سه پل: اين پل از بناهاي تاريخي و معروف اصفهان و درست در مركز شهر قرار گرفته است كه خيابان چهارباغ عباسي را به چهارباغ بالا متصل مي‌كند. اين پل به نامهاي پل چهارباغ، سي و سه پل و پل الهورديخان نيز شهرت دارد سي و سه پل طولاني‌ترين پل زاينده‌رود است

و داراي 300 متر طول و سي و سه چشمه است. اين پل در قديم، چهل چشمه داشته است.

جشن سنتي آب ريزان ايرانيان در كنار اين پل باستاني انجام مي‌گرفت كه طي جشن پل را آذين‌بندي و چراغاني مي‌نمودند و اهالي اصفهان، شاه و شخصيتهاي لشكري و كشوري در آن حضور مي‌يافتند. يكي از شاعران اين جشن را چنين توصيف نموده است:

چو هر سال روز نخستين مهر                             بــرافروزد از بــرج خرچنــگ مهــــر

بـود آب پاشان به رسم عجـم                     كه كسري شگون كرده بوده است و جم

در آن روز در چـارباغ ازدحام                        نمودند بيش از شَمــُر خــاص و عــام

ز بس ريختنـد آب بـر يكدگـر                       جهـان گشــت تــا ماهــي و مــاه تــر

اين پل به دستور شاه عباس اول و به دست  الهورديخان ، سپهسالار ارتش در سال 1011 هجري ساخته شده است.

21- پل فردوسي: اين پل در بلوار آينه خانه و بين پل چهارباغ و پل جويي (پل سعادت آباد) واقع شده است. اين پل مستحكم، شمال و جنوب اصفهان را در يك منطقه زيبا به هم متّصل مي‌نمايد. نظر به اينكه عبور وسايط نقليه از پلهاي چهارباغ و جويي و خواجو ممنوع است، اين پل مهمترين وسيلة ارتباط دو جانب رود و شلوغترين محل آمد و رفت خودروهاست.  اين پل عريض و طويل چندان قديمي نيست و حدود 25 سال قبل با اصول فني ساخته شده است.

22- پل جويي: اين پل محاذي عمارت هفت دست و در حد غربي باغ سعادت‌آباد قرار داشته است كه چون جوي آبي بر روي آن ساخته بودند به اين نام معروف شده است. اين پل، اختصاصي‌ بوده و عمارت هفت دست را به باغ سعادت‌آباد وصل مي‌نموده است. پل جويي به رغم عرض كم و طول زياد، بسيار محكم ساخته شده و با وجود قدمت چند صد ساله، از حوادث مصون مانده است. تاريخ دقيق بنا و نام سازنده اين پل مشخص نيست، شايد مربوط به زمان شاه عباس دوم باشد. نام پل جويي در تلفظ اهالي به پل چوبي تبديل شده است.

33- پل خواجو: اين پل يكي از زيباترين بناهاي تاريخي و ارزشمندترين آثار هنري و معماري عهد صفويه در اصفهان و ايران است.

پل خواجو در انتهاي شرقي خيابان، محل تلاقي خيابانهاي كمال اسماعيل، مشتاق و چهارباغ خواجو قرار دارد و به نام‌هاي پل خواجو، پل حسن بيك، پل باباركن و پل گبرها معروف بوده است. تاورنيه سياح معروف در مورد آن نوشته است: «رودخانه زاينده رود در هيچ كجا، بستري به اين زيبايي ندارد». اين پل شامل چهار طبقه و از حيث معماري و استحكام بي‌نظير است. نقاشيها و طلاكاريهاي زيباي اين پل از زمان صفويه تاكنون هنوز چشمگير است. پل خواجو در سال 1060 هجري به دستور شاه عباس دوم بنا شده و در سال 1068، سدي براي آن پل ساخته شد تا با تجمع آب روي رودخانه كشتيراني كنند. براي اين منظور تخته‌هايي جلو چشمه‌هاي پل قرار مي‌دادند تا آب پشت پل بالا بيايد، و كشتيهاي تفريحي روي آن حركت نموده و مردم به تفريح و تماشا بپردازند.

شاه عباس كه به چراغاني و جشن و پايكوبي علاقه خاصي داشت، اين محل را براي جشنها و چراغاني انتخاب مي‌كرده و پل را آذين‌بندي نموده، هر غرفة آن را جهت زينت و چراغاني بين علاقمندان صاحب سليقه تقسيم مي‌كرد. آنها نيز با رقابت و چشم و هم چشمي در تزئين و چراغاني از هم سبقت مي‌گرفتند. يكي از شاعران در وصف زيبايي اين پل چنين سروده است:

گشت در عهد پادشاه زمان                                  جنتي بر پل صراط عيان

صائب تبريزي شاعر بزرگ و تواناي اصفهان كه در اين جشنها شركت داشته چراغاني را چنين توصيف كرده:

اصفهان، يك دل، روشن ز چراغان شده است                     پل ز آراستــگي تخــت سليمــان شــده است

مي‌دهــد يـــاد ســر پــل ز خيابان بهشت                         شمع و گل چهرة حور است كه تابان شده است

زنده رود از كف مستانـه كه بــر لــب دارد                          جوي شيري است كه در خلد، خرامان شده است

خون خود مي‌خورد و خــاك به لــب مي‌مالد                      زاهــد از توبة خود بسكه پشيمان شــده است

چشم بد دور از اين عهد كه هـر چشمــة پــل                    زندگي بخش، چو سرچشمة حيــوان شده است

گفتني است كه قبل از احداث اين پل، در محل آن پل كوچكي وجود داشته است.

24- پل بزرگمهر: اين پل عريض و طويل و پر رفت و آمد در شرق اصفهان قرار دارد و از پل‌هاي مهم زاينده‌رود به شمار مي‌رود. طول پل حدود 130 متر و عرض آن 16 متر است. اين پل مانند پل‌هاي وحيد، فلزي، آذر و فردوسي در دوران پهلوي ساخته شده است.

25- پل شهرستان: اين پل كه جزء بناهاي تاريخي و مشهور اصفهان است در سه كيلومتري شرق اصفهان و در ناحية جي، از نواحي اصفهان قديم، قرار دارد. بعضي از مورخين و باستان‌شناسان اساس و بنياد اين پل را به زمان ساسانيان نسبت داده‌اند. پل شهرستان در دوران ديلميان و سلجوقيان تنها پل مهم زاينده‌رود در داخل اصفهان بوده است. در دو دورة مذكور و دوران‌هاي بعد تعميراتي در آن به عمل آمده است. اين پل در كمال استحكام ساخته شده است و نظر به نزديكي به قرية شهرستان به اين نام شهرت دارد. پل‌هاي مشابه و همزمان آن، پل دزفول و پل شوشتر مي‌باشد كه از عهد ساساني بر جاي مانده‌اند.

26- پل چوم: اين پل در فاصلة شش كيلومتري شرق پل خواجو و مقابل قرية چوم قرار دارد. طول آن 116 متر است.

27- پل سروش فادران:اين پل نيز بعد از پل چوم و در شرق اصفهان در جوار قصبه‌اي به همين نام قرار گرفته است.

28- پل ورزنه: در منتهي اليه شرقي رودخانه و در جوار قصبة ورزنه، از بلوك رودشت اصفهان، قرار دارد.

از پل‌هاي ديگر زاينده‌رود: پل اژيه، پل فارفان، پل پلان، پل ورغان و پل دشتي را ميتوان نام برد. بعضي از پلهايي كه نام برده شده، به علت تغيير مسير رودخانه و يا احداث پل جديدي در حوالي آن، ويران شده يا از اعتبار افتاده است.

:

اصفهان به علت موقعيت جغرافيايي و وجود رودخانة زاينده‌رود و كوههاي اطراف و همچنين نقاط برف‌گير. داراي چشمه‌هاي متعدّد و مختلفي است، ولي وجود چاههاي آب و قنوات، بسياي از آن چشمه‌ها را خشكانيده است. بيشتر چشمه‌هاي اصفهان در اطراف كوههاي برف‌گير بختياري است كه آب بعضي از آنها از نظر املاح معدني از گواراترين نوع آب جهان به شمار مي‌رود، مانند: آب چشمه ديمه كه در نزديكي روستاي فارسان بختياري قرار دارد و شرح آن گذشت و همچنين بسياري از چشمه‌هاي پر آب ديگر از اين جمله‌اند. بعد از چشمه‌هاي بختياري و اطراف مسير زاينده رود چشمه‌هاي دامنة كوههاي اطراف اصفهان مانند صفه، كلاه غازي، شاه كوه و سيد محمد قابل توجه است. علاوه بر اينها در مركز اصفهان هم چشمه‌هايي وجود دارد كه به اختصار به شرح آنها مي‌پردازيم:

چشمة هفتون: اين چشمه در خيابان مدرّس و در نيم كيلومتري ايستگاه سرچشمه قرار دارد. عرض بستر اين چشمه به 15 تا 18 متر مي‌رسد و پس از گذشتن از پل طوقچي و خيابان سروش، پس از چند كيلومتر به ده هفتون مي‌رسد.

چشمة خوراسگان: كه از دو منبع سرچشمه مي‌گيرد، يكي در محل باغ مراد كه چشمه‌اي است قديمي و در زمان ديالمه به صورت خندق، قلعة طبرك را احاطه كرده بود، چشمه دوم، در پا قلعه، در محوطه‌اي بيضي شكل به عرض 7متر مي‌باشد كه پس از طي مسافتي حدود نيم كيلومتر به مسير چشمة اول مي‌رسد و هر دو چشمه، مجموعاً چشمة باقرخان را تشكيل مي‌دهند. اين چشمه پس از پيمودن مسافتي، به خيابان بزرگمهر مي‌رسد. اين چشمه از بزرگترين چشمه‌هاي اصفهان به شمار مي‌ايد.

چشمة راهروان: اين چشمه در ضلع جنوبي خيابان احمدآباد و در محلة قديمي باغ مراد واقع است. عرضه اين چشمه 9 متر است و در 30 متري سرچشمة خوراسگان قرار دارد. آب آن پس از گذشتن از خيابان سروش به روستاي رهروان مي‌رسد و در ده مزبور به مصرف كشاورزي و آبياري كشتزارها مي‌رسد.

چشمه‌هاي كوه صفه

1- چشمه ني واقع در كوه گبرها 2- چشمه ني مقابل حسن آباد 3- چشمه قطار واقع در زرده پران 4- چشمه خاجيك واقع در قلب كوه  5- چشمه گل زر نزديك فرح آباد 6- چشمه علي واقع در گردنه باد 7- چشمه لنگ واقع در تخت رستم  8- چشمه درويش واقع در دامنه كوه.

چشمه‌هاي شاه كوه

1- چشمه توني  2- چشمه لاتاريك 3- چشمه بابا عبداله 4- چشمه سنجد  5- چشمه روچهار. 

چشمه‌هاي كوه كلاه قاضي

1- چشمه بخش علي  2- چشمه لاگرا  3- چشمه آب بيد   4- چشمه قدبريده  5- چشمه توني    6- چشمه صادق يا چشمه آب گُل.

علاوه بر آنچه گفته شد در حوالي سده و نجف آباد و اردستان نيز چشمه‌هاي زيادي وجود دارد. همچنين در روستاي بزرگ چرمهين، چشمه و آبشار «شاه لرها» يا به لفظ محلي «شالورا» شهرت بسيار داشته و گردشگاه بسيار زيبا و مصفايي به شمار مي‌آيد.

 :

در فاصله 140 كيلومتري شرق اصفهان باتلاق بزرگ و مشهوري به نام مرداب گاوخوني وجود دارد. رودخانه زاينده رود پس از پيمودن فرسنگها راه و مشروب كردنمرداب وارد شده و فرو مي‌رود. مرداب گاوخوني در 23 كيلومتري پل ورزنه و در شمال شرقي دهستان جرقويه و جنوب غربي شهرستان نائين و غرب منطقه ندوشن از استان يزد و شمال  اراضي متعدد به اين غربي كوير ابرقو و شرق دهستان رودشين واقع شده است. مرداب شبيه گلابي است كه به سمت جنوب كشيده شده است.

در وسيع‌ترين نقطه، عرض آن حدود  45  كيلومتر و طول آن 25 كيلومتر است. اطراف مرداب گاوخوني خشك و تا دهها كيلومتر عاري از سكنه است. اين مرداب نمكزار، در وسط، گودالي دارد كه تاكنون خشك نشده و هنگام وزش باد و طوفان امواجي به ارتفاع بيش از يك متر از آن بر مي‌خيزد و در پهنة وسيعي از نمكزار پخش مي‌شود.

اطراف اين مرداب شنزار است و در آن گياهاني مناسب آن اراضي، مانند: كز شور، طاق، غان، چوبك و غيره مي‌رويد. اين باتلاق به علت شوري زمين و استخراج نمك شكار دريايي ندارد ولي در اطراف آن گورخر، آهو، گرگ و شغال و بعضي از پرندگان يافت مي‌شود. مرداب گاوخوني در كتابهاي قديم به نام‌هاي: گاوخوني، گاوخاني و گاوخانه نيز آمده كه از دو جزء «گاو» به معناي بزرگ و «خاني»‌ به معناي چاه و چشمه، تشكيل شده است. مقدار آبي كه در زمستان به اين مرداب مي‌رسد چند برابر تابستان است. بعضي اعتقاد دارند كه آبهاي فرو رفته در اين باتلاق، در حوالي رفسنجان و كرمان از زمين بالا آمده و جاري مي‌گردد. ولي دانشمندان علم جغرافيا از نظر پستي و بلندي زمين، منكر آن بوده و معتقدند آبي كه در مرداب فرو رفته يا در نقاط بسيار دور از زمين بالا مي‌آيد و يا در كوير ابرقو ظاهر مي‌شود. زيرا با حفر چاههاي عميق در اطراف آن، از آبهاي تحت‌الارضي خبري نبوده است. بعضي معتقدند بهرام گور كه علاقة خاصي به شكار، بخصوص شكار گورخر داشته در اين مكان گرفتار گور شده است. چنانكه حكيم عمر خيام نيشابوري سروده است:

بهرام كه گور مي‌گرفتني همه عمر             ديدي كه چگونه گور بهرام گرفت

 

 :

اصفهان كه در منطقه مركزي ايران و نزديك كوير قرار گرفته از بركت رودخانه زاينده رود، يكي از سرسبزترين شهرهاي ايران است. بلوكات و قصبات حاشية زاينده‌رود، پيوسته از درختان سر به فلك كشيدة چنار و كبوده و تبريزي و غيره مستور بوده و بيشه‌ها و محيطهاي زيبايي جهت گردش و تفريح در كنار آبهاي خروشان زاينده‌رود وجود داشته و جمع كثيري از اهالي اين شهر و مسافران و سياحان در آنجا به تفريح و استراحت و شنا مي‌پرداختند. اما بر اثر مرور زمان و احداث خيابانها و ساختمانها و وسعت شهر، بسياري از اين درختان كهن به وسيلة طماعان كج‌انديش، به دست ارّه و تيشه و تبر سپرده شد. اين بيشه‌هاي سرسبز كه پوشيده از درختان كهن و سر به فلك كشيده بود عبارتند از: بيشة جعفرآباد، بيشة سمرقند، بيشة ناژوان، بيشة صاحبان، بيشه حبيب، بيشة خليفه، بيشة صالح‌آباد و بيشة تاريكي. خوشبختانه در دو سه دهه اخير دولت و شهرداري، دورانديشي نموده و جهت جلوگيري از سموم ناشي از تمدن ماشيني با احداث پاركها و فضاي سبز در ده ناحية شهرداري اصفهان و ممانعت از ريختن فاضلاب كارخانه‌ها به زاينده‌رود، جلو آلودگي آب و هوا را گرفته‌اند، همچنين ميدانهاي ورزشي و چمن‌كاري و گلكاريهاي وسيعي در نقاط مختلف شهر، از جمله در ساحل زاينده‌رود احداث گرديده و گردشگاههاي سالمي براي خانواده‌ها و جوانان به وجود آمده است. از طرف ديگر سازمان بين‌المللي يونسكو كه حافظ بناها و آثار تاريخي مهمّ دنياست، اصفهان را در زمرة يكي از ده شهر زيباي جهان دانسته است، و پيوسته سعي در حفظ آثار كهن و مرمت و زيباتر ساختن آن دارد.

دسته ها : اماكن ديدني
1390/10/4 11:16 صبح


تقديرات ساختاري كره مسكون ما چنين رقم خورد كه جبال هميشه افراشته البرز و زاگرس ايران مركزي را حصار نموده و اقاليم و نزولات جوي خاصي را به آن هديه نمايد و از بركات آن رودخانه مهم زاينده رود كه به نامهاي ديگري مانند زنده رود، زندك رود، زرين رود، زرن رود و رودخانه اصفهان نيز خوانده مي شود جاري و با طي مسافتي در حدود 300 كيلومتر و عبور از كوهها و دره ها و پيچ وخمهاي متعدد در نهايت پايه گذار اصفهان بزرگ و مركز فرهنگ و تمدن ايران زمين گردد. بي شك نصيب چنين موهبتي باعث گرديد كه بتدريج آباديهاي متعددي بصورت زنجيره اي در حواشي رودخانه شكل گرفته و جمعيت كثيري از بركات اين آب ارتزاق و به حيات خود ادامه دهند. 

سرچشمه اصلي رودخانه زاينده رود را دو رودخانه مهم پلاسجان و شاخه هاي زاينده رود تشكيل مي دهد كه رودخانه اول از ارتفاعات گلپايگان سرچشمه گرفته و در محلي بنام كميتك وارد درياچه زاينده رود مي شود و رودخانه دوم موسوم به زاينده رود از ارتفاعات زردكوه بختياري و تونل كوهرنگ سرچشمه مي گيرد. تعداد زيادي از شاخه هاي فرعي منتهي به زاينده رود نيز در تشكيل سرچشمه هاي زاينده رود نقش دارد كه مهمترين آنها عبارتند ازكوهرنگ، چم دره، چشمه ديمه، دره خوربه، دره قاضي كوچك، دره خرسانك و چشمه هاي متعدد آهكي از نوع كارستيك كه بصورت زايشي موجب افزايش آب رودخانه مي گردد.

 

ماربين يكي از بلوكات اصفهان است كه تاكنون آثاري از باغات و بيشه زارهاي اين شهر تاريخي را در خود بيادگار نگهداشته و 1200 هكتار محدوده فضاي سبز غرب اصفهان در اين بلوك واقع مي باشد. در ارتباط وجه تسميه ماربين روايات متفاوت و گوناگوني بيان شده در كتاب «الاصفهان» آمده است «ماربين اسم آتشگاه بوده كه رودخانه زاينده رود از آنجا مانند مار نقره فامي ديده مي شده است و بعد دهات اطراف كوه را ماربين گفته اند. همچنين گفته شده است كه چون بتخانه سر اين كوه را مارس مي گفته اند و از اين دهات اطراف كوه بتخانه ديده مي شده است مارس بين باشد» در كتاب زاينده رود از سرچشمه تا مرداب آمده است «اين بلوك نام خود را از قلعه و آتشكده اي كه بر فراز كوه آتشگاه قرار دارد و نام آن را حمزه اصفهاني «مهرين» آورده است گرفته شده باشد و در حقيقت كلمه ماربين تحريف همان «مهرين» اوستايي باشد كه تدريجاً «مهربين» تبديل شده است.

 ناژوان تركيب يافته است از دو كلمه ناژ و وان كه ناژ يا ناژو گياهي است از خانواده صنوبر كه آن جمله اند تبريزي كبوده صنوبر و (وان) پسوند است براي جا و مكان و ناژ نان يا ناژوان به معني جايگاه درختان ناژ و صنوبر پس ناژوان به معني محلي بوده است در غرب اصفهان با  بيشه هاي انبوه از درختان ناژ وكبوده زبان گنجشك و بومي اصفهان است .

 اسلاف و پيشينيان ما عليرغم امكانات محدودشان چگونه با فكر و انديشه و دوستي با طبيعت و صفاي باطن از مواهب طبيعي و خدادادي بهره مند شده و جاي جاي خطه زرخيز زاينده رود را سرسبز و شاداب براي ابناء و آيندگان خود محافظت نمودند. اما در عصر حاضر همه روزه شاهد بروز مسائلي مانند از بين رفتن لايه اوزن، گرم شدن تدريجي هواي كره زمين، افزايش گاز كربنيك و ازبين رفتن پوشش گياهي، مهاجرت افراد و گسترش بيرويه شهرها و بالاخره بر هم خوردن تعادل اكولوژيكي و زيست محيطي و عدم امنيت غذائي و غيره مي باشيم .

شهر تاريخي اصفهان با تمام عظمت و سيطره جهاني خود در هيچ زماني باندازه عصر كنوني در معرض آسيب هاي زيست محيطي و گسترش بي قاعده صنعت و تكنولوژي و تبديل باغات و اراضي كشاورزي به ساخت و سازهاي شهري قرار نداشته است و اين در شرايطي است كه پيشروي كويرهاي مركزي ايران و قرار گرفتن آن در عرض جغرافيايي تحت سلطه اقاليم خشك جهان و تقليل بارشهاي نواحي خشك بميزان كمتر از 100 ميليمتر در سال و بالا بودن تبخير و تعرق تا 100 برابر آن همچنان سايه شوم و هميشگي خود را بر سر اين شهر و ساكنين آن گسترده و آماده هجوم و باريدن طوفانهاي شن و گرد وغبار بر جاي جاي آن مي باشد.

اگر نسل متفكر و انديشمند كنوني كه خود را در شناخت علوم از اسلاف خود برتر مي داند در سوگ بهشتهاي گم شده شهر و ديار خود ننشينند قطعاً ابناء اين نسل در اين سوگ خواهند نشست و بر ياد بهشتهاي گم شده و بيشه زارهاي بزرگي نظير بيشه تاريكي، بيشه عبداله خان، بيشه ناژوان، بيشه آبشار، بيشه ويني، بيشه سه رارود، بيشه سيابرم، بيشه بيسكون، بيشه نصرآباد و صدها باغ و بيشه ديگر كه فقط اسامي آنها در كتب و آثار تاريخي شنيده و ديده مي شود ، اشك ماتم خواهند ريخت. قطعا دست اندركاران تدوين قانون اساسي كشور با چنين دورانديشي و نگرشي اصل پنجاهم قانون اساسي جمهوري اسلامي را كه مي گويد «در جمهوري اسلامي حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسلهاي بعدي بايد در آن حيات اجتماعي روبه رشدي داشته باشند وظيفه عمومي تلقي مي گردد، از اين رو فعاليتهاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غير قابل جبران آن ملازمه پيدا كند ممنوع است » به تصويب رسانده اند و الحق اگر فقط همين اصل در ارتباط با حفظ و احياء طبيعت و پوشش گياهي جاري گردد مي تواند بخش عمده اي از مشكلات نسل كنوني و نسل هاي آينده را مرتفع نمايد.

در ارتباط با توسعه باغداري و غرس اشجار در نواحي مختلف و بويژه ناحيه غرب اصفهان، گذشته نسبتاً دور اصفهان نشان مي دهد كه كاشت و داشت و بهره برداري از درختان صنعتي يكي از راههاي سودآور و اقتصادي باغداران و كشاورزان بوده كه ضمن تامين معيشت آحادي از جامعه (اعم از باغداران، چوب فروشان و سازندگان ابنيه و …) عامل مهم و اساسي جهت حفظ و توسعه فضاي سبز بدون دخالت عوامل خارجي بوده اند، هر باغدار با كشت درختان صنعتي (اعم از مثمر و چوبده نظير گردو، توت و غيره مثمر نظير چنار، كبوده، زبان گنجشك و …) و تكثير آنها از طريق قلمه بويژه در احداث بيشه زارها و زراعت چوب قادر بودند طي دوره مشخصي درختان را به بهره دهي و توليد چوبهاي صنعتي رسانيده و روانه بازار فروش نمايندو از درآمد قابل ملاحظه اي نيز برخوردار گردند و در مدت نسبتاً كوتاهي با نهالكاري مجدد و يا استفاده از پاجوش بيشه زار يا باغستان جديد و جواني به فضاي سبز شهر تحويل دهند و بدون تحمل هزينه هاي اضافي به نوعي توليد چوب كه امروزه در كشورهاي اروپائي و كشور روسيه موسوم است مبادرت مي نمودند و اين اقدام اساسي نه تنها فاقد مشكلات سمپاشي و دفع آفات و حمل و نقل ميوه جات و رهائي از خطرات بلاياي طبيعي نظير تگرگ، سرماي بهاره و غيره مي باشد، بلكه در حفظ محيط زيست و تلطيف هواي شهر و اقتصاد كشاورز و باغدار نيز تاثير بسزائي دارد و متاسفانه نبود مديريت هاي مناسب و عدم هماهنگي در اجراي طرحها و پروژه هاي آموزشي ترويجي و نگرش هاي تك بعدي و غيره فني موجب گرديده كه فنون تجربي و رسوم چندين و چند ساله باغداران به مسيرهائي هدايت شود كه پس از مدتي نه اثري از تاك ماند نه تاك نشان وتخريب و تبديل و تك بري درختان و ظهور و پيدايش آپارتمانهاي چند طبقه آغاز گردد. در صورتيكه با وجود يك سازمان هدفمند و جامع نگر مي توانيم با صرف هزينه هاي نه چندان زياد و ابداع شيوه هاي مناسب از رخداد فجايع و وقايع اسف انگيز و غيرقابل جبران جلوگيري به عمل آوريم.

دسته ها : اماكن ديدني
1390/10/4 11:11 صبح
Susa Web Tools

Susa Web Tools


ساعت فلش


Pichak go Up
تماس با ما

کد تماس با ما


مترجم سايت

مترجم سايت

جاوا اسكريپت

X