معرفی وبلاگ
ندانم که این مرز مینو سرشت که گویی بهشت است از زرع و کشت کدامین بر و بوم ارزنده است که طنازی او برازنده است عروس طبیعت بت دلستان که پوشیده پیراهن پرنیان بود اصفهان، اصفهان، اصفهان، که بی او صفایی ندارد جهان بود اصفهان جلوه ای از بهشت بویژه به هنگام اردی بهشت مگو اصفهان است نصف جهان نیرز جهان هیچ بی اصفهان بود اصفهان قلب ایران زمین بود اصفهان به ز ما چین و چین
دسته
شاهنامه
گروه اصفهان شناسي زنده رو د
دانلود كتاب
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 49813
تعداد نوشته ها : 144
تعداد نظرات : 9
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

زندگي نامه پدر آموزش عشاير

محمد بهمن بيگي (1299 - 1389)

 محمد بهمن‌بيگي كه از او به عنوان پدر آموزش عشاير ياد مي‌شود، در سال 1299 در ايل قشقايي در خانوادهٔ محمودخان كلانتر تيره بهمن‌بيگلو از طايفهٔ عملهٔ قشقايي به هنگام كوچ ديده به جهان گشود.
هشت ساله كه شد، پدر يك منشي استخدام كرد و به خانه آورد كه هم به محمد درس بدهد و هم براي او نامه بنويسد. محمد دو سال نزد آن منشي درس خواند و الفباي سواد را آموخت. ده ساله بود كه در راستاي سياست تضعيف عشاير و تخته قاپوي اجباري، پدرش را به تبعيد به تهران محكوم كردند و شش روز پس از تبعيد پدر، مادرش را نيز به گناه فراهم كردن آذوقه براي عشاير مخالف دولت، به تبعيدگاه همسرش فرستادند. بنابراين، محمد همراه مادر تبعيدي از كوه‌دشت به تهران آمد و در مدرسهٔ علميهٔ تهران مشغول تحصيل شد.
پس از پايان دورهٔ دبيرستان به دانشكدهٔ حقوق وارد شد و دورهٔ كارشناسي حقوق را در سال 1321 به پايان رساند. او قبل از شروع به همكاري با اصل چهار ترومن، با معرفي يكي از سران ايل قشقايي به آمريكا رفت و پس از مدت بسيار كوتاهي به وطن بازگشت. از آن‌جا كه در شهر و در كارهاي اداري دوام نياورد پس از چندي به ايل بازگشت.
او در ادامه فعاليت‌هاي خود به سمت آموزش عشاير رو آورد، و چادر سياه ويژهٔ آموزش خود را از سال 1331 بر پا كرد. به اين شيوه، نخستين آموزگار عشاير ايراني مي‌توانست در هشت ماه از تابستان و زمستان به مردم ايلش درس بدهد و آن‌ها را به روزگار خويش آگاه‌تر سازد.
همچنان كه تقاضا براي بر پا كردن مدرسه افزايش مي‌يافت، "ابتدا وزارت آموزش و پرورش مي‌پنداشت كه جز در صورت اسكان ايلات ، كه امري ضروري ولي خيلي طولاني بود ، تاسيس مدارس امكان‌ پذير نيست. "بهمن‌ بيگي به سفارش يك دوست ،   مي دانست كه:" آمريكايي‌ها مي‌توانند به او كمك كنند. آن‌ها پيش از اين كمك‌هاي زيادي براي اصلاح و برپايي مدرسه‌هاي روستايي پرداخته‌اند." در همان زمان يك برنامهٔ همكاري فني و اقتصادي با عنوان اصل چهار در ايران آغاز شده بود. سفارش آن دوست باعث شد كه بهمن‌بيگي به ديدار مديركل اصل چهار در استان فارس برود و توسط آقاي گيگن روند كارها را سرعت بخشد.
بهمن‌بيگي توانست به كمك دوستاني كه با او همراه شدند برنامه‌اي را با پنج اصل در زمستان 1332 به تصويب برساند كه طي پيام رسمي به رياست آموزش و پرورش استان فارس براي اجرا ابلاغ شد. بر پايهٔ برنامهٔ آموزش عشاير بايد براي پايه‌هاي اول تا چهارم مدرسه‌هاي سيار و براي پايه‌هاي پنجم تا نهم مدرسه‌هاي شبانه‌روزي بر پا مي‌شد. همچنين، بايد يك مدرسهٔ تربيت معلم ويژهٔ عشاير براي جذب دانش‌آموزان با مدرك پايان كلاس نهم ساخته مي‌شد و گروهي براي نظارت بر مدرسه‌هاي چادري نيز به وجود مي‌آمد. با وجود اين، تنها به بر پايي مدرسه‌هاي چادري و كار نظارت بسنده شد و 78 مدرسه در ايلات و عشاير بنيان‌گذاري شد. ادارهٔ اين مدرسه‌ها با آقاي بهمن‌بيگي و دو ناظر ديگر، بيژن بهادري كشكولي و نادر فرهنگ دره‌شويي، سپرده شد.
ازآن‌جا كه در ميان عشاير نتوانستند افراد باسوادي براي آموزش پيدا كند، آموزگاران ديپلمهٔ شهري را با وعدهٔ استخدام رسمي و فراهم كردن امكانات لازم براي آسايش آن‌ها به سوي ايل كشاندند. اما پس از يك سال روشن شد كه اين آموزگاران نمي‌توانند در ميان عشاير زندگي كنند و به هنگام كوچ با آن‌ها همراه شوند. به بيان بهمن‌بيگي:"بچه شهري در ايل مي‌ترسيد و آب مي‌شد و سگ زرد را شغال مي‌ديد." از اين رو، چاره را در آن ديد كه از خود ايلياتي‌ها داوطلب بگيرد و آن‌ها را آموزش بدهد و براي آموزگاري آماده سازد.
همه جور آدم داوطلب اين كار شده بودند و بهمن‌بيگي همهٔ آن‌ها را امتحان مي‌كرد كه خط و حساب بدانند. سپس، آن‌ها را به كدخدا مي‌سپرد و ماهي 90-80 تومان برايشان دستمزد تعيين مي‌كرد. اما به دليل سواد كم آن‌ها، همواره در كنارشان مي‌ماند و آن‌ها را راهنمايي مي‌كرد. در واقع او از همهٔ مدرسه‌هاي عشايري دور و نزديك بازديد مي‌كرد و مدرسه‌اي نبود كه خودش تك تك دانش‌آموزانش را آزمايش نكرده باشد. يكي ديگر از راهكارهايي كه باعث پيشرفت كار بهمن‌بيگي شد، دعوت از دولت‌مردان و اثرگذاران آن زمان براي سفر به آن مناطق بود؛ دعوت به ايل، پذيرايي گرم سنتي و ايلياتي با همهٔ توش وتوان و سپس سواد و توانايي و استعداد نوشكفتهٔ بچه‌هاي ايل را به رخ كشيدن، به اميد جذب حمايت مالي و قانوني دولت. در يكي از اين برنامه ها، دكتر كريم فاطمي، مديركل آموزش و پرورش فارس، همراه جمعي از معاونان و مديركل‌هاي ستادي وزارت، از مدرسه‌هاي سيار ديدن كردند. نتيجهٔ ديدار آن شد كه: وزارت موافقت كرد حقوق آموزگاران را بپردازد، فاطمي يكي از پشتيبانان اين برنامه شد و از بهمن‌بيگي خواستند به استخدام آموزش و پرورش درآيد و اين كار را به طور رسمي ادامه دهد.
نهادي شدن آموزش در عشاير پس از ده سال با حمايت اصل چهار ترومن و پشتيباني دكتر كريم فاطمي به ثمر رسيد و طرح تعليمات عشاير در هشت‌صد و نودمين نشست شوراي عالي فرهنگ در تاريخ 10/10/1334 به تصويب رسيد. از آن تاريخ آموزش عشاير توسعه يافت و پايدار شد و بر پايي مدرسه‌هاي عشايري به عشاير استان فارس محدود نشد و فرزندان عشاير از ايل‌هاي آذربايجان تا مرزهاي شمال شرقي خراسان، از نعمت مدرسه و سواد برخوردار شدند.
بهمن‌بيگي دانشسراي تربيت معلم عشايري را بنيان‌گذاري كرد. اما كارشناسان آموزش و پرورش معتقد بودند كه او در كار آموزش و پرورش صاحب‌نظر نيست و تدريس در دانشسراي تربيت معلم كار افراد متخصص و تحصيل‌كرده‌هاي دانشسراي عالي است. به اين ترتيب، بهمن‌بيگي طي 26 سال سرپرستي آموزش عشاير را به عهده داشت.
دوران بازنشستگي محمد بهمن‌بيگي بيشتر به ثبت تجربه‌ها و خاطره‌ها و نظريه‌هاي او در زندگي و كار با عشاير و آموزش و پرورش گذشته است كه حاصل آن چند كتاب در قالب داستان‌هايي گيرا و خواندني است.
1.عرف و عادت در عشاير فارس، انتشارات بنگاه آذر، 1324 چاپ دوم انتشارات نويد شيراز 1381
2. بخاراي من ايل من. انتشارات آگاه، 1368
3. اگر قره‌قاچ نبود. انتشارات باغ آدينه، 1377
4. به اجاقت قسم.
5. طلاي شهامت . انتشارات نويد شيراز1387
علاوه بر اين كتاب‌ها كتاب «نوشته‌هايي درباره محمد بهمن بيگي و آثار او» به كوشش اسماعيل احمدي، ابوالفتح اميري و كهزاد رنجبرنيز در سال 1384 از سوي  نشر ويژه نگارمنتشر شد.
بهمن بيگي روز 11 ارديبهشت  1389 بر اثر عفونت ريوي در 90 سالگي درگذشت. 

 

 

1390/10/4 8:5 صبح

دانشمند، فيلسوف، عارف و شاعر وارسته، استاد محي الدين مهدي الهي قمشه اي فرزند ابوالحسن الهي، در حدود سال1280شمسي در شهرضا (قمشه سابق) در استان اصفهان به دنيا آمد و در ابتداي جواني در اصفهان از محضر حضرات آيات حاج آقا حسين قمي، آقا بزرگ حكيم خراساني و ميرزا مهدي اصفهاني استفاده برد وخود در فقه،اصول، فلسفه وحكمت به مراتب والايي دست يافت.

استاد الهي قمشه اي سپس به تدريس فلسفه وحكمت در مدرسه سپهسالار پرداخت و در كنار آن به تحقيق و تأليف روي آورد و پس از تأسيس دانشگاه در كشور، مدرسه سپهسالار را كه محفل ادبا ومجلس حكما بودبه دانشكده معقول ومنقول تبديل كرد.

حكيم الهي قمشه اي، ضمن تدريس در منطق حكمت وادبيات در آن مكان، به عنوان يكي از برجسته ترين استادان دانشگاه تهرانشناخته شده وبا نوشتن كتاب توحيد هوشمندان به اخذ درجه دكترا از دانشكده مزبور نائل گرديد.
ايشان ضمن تدريس، با جملاتي شيوا، شيرين و پر جاذبه، مفاهيم دشوار فلسفي را بيان كرد و در تأييد اظهارات علمي خود از اشعار شاعران بزرگ شاهد مي آورد.

در محفل علمي اين حكيم الهي،دانشوران فاضلي پرورش يافتند كه حضرات آيات سيد ابوالحسن رفيعي قزويني، عبدالله جوادي آملي، حسن حسن زاده آملي، كاظم مدير شانه چي وسيد محمد باقر حجتي و...ازآن جمله اند.

از وي آثار ارزنده اي بجاي مانده از قبيل: كتاب حكمت الهي (2 جلد) در شرح فصوص الحكم فارابي و توحيد هوشمندان و ترجمه قرآن و تصحيح و تحشيه تفسير ابوالفتوح رازي مي باشد. وي قلمي شيوا داشت و با همين شيوايي بود كه قرآن مجيد را به فارسي ترجمه كرد و ترجمه او از نخستين ترجمه هاي امروزي قرآن در زبان وادبيات فارسي بود كه در زمان خود مورد توجه روشنفكران،دانشجويان ونسل جديد قرارگرفت. همچنين ترجمه آزاد مفاتيح الجنان، صحيفه سجاديه وكليات ديوان الهي از ديگر آثار اوست. كه همگي حاكي از سعي بليغ ايشان در احياي معارف الهي مي باشد.

مرحوم آيت الله الهي قمشه اي در تفسير و ترجمه قرآن كريم در عصر ما، شخصيتي شاخص و ممتاز است. ايشان اولين كسي است كه قرآن را برخلاف عادت قدما كه ترجمه تحت اللفظي مي كردند، روش جديدي در ترجمه و تفسير قرآن بكار بردند و براي اولين بار قرآن را به زبان فارسي روان و سليس ترجمه كردند، بدون آنكه دخل و تصرفي در اصل معنا شود تفسير خويش را با بيان ساده و قابل فهمي ارائه دادند.

اشعار مرحوم الهي كه از سنين 15 سالگي تا آخر عمر سروده شده در ديواني به نام «ديوان حكيم الهي» گرد آمده است و شامل قصائد و غزليات عرفاني و فلسفي بسياري است. همچنين مشتمل بر «نغمه الهي»، «شرح خطبه متقين در نهج البلاغه»، «نغمه حسيني» و «نغمه عشاق» مي باشد.

مرحوم استاد آيت الله الهي قمشه اي در حالي كه يكي از افراد شاخص در علم و فرهنگي و ادب بودند، ولي زندگي ساده و بيآلايشي داشتند.

سرانجام اين حكيم وارسته در شامگاه 24ارديبهشت سال 1352شمسي در 72سالگي مشتاقانه به حق پيوست و در جوار حرم حضرت معصومه (س) مدفون گرديد.

1390/10/4 7:58 صبح

(متولد ۲۰ مرداد ۱۲۷۰ در اصفهان، درگذشت ۱۷ آبان ۱۳۷۶ در ژنو). نويسنده، اديب و روشنفكر ايراني.

محمدعلي جمالزاده را يكي از بنيانگذاران اصلي ادبيات داستاني معاصر فارسي مي‌دانند. داستان كوتاه «فارسي شكر است» را كه در كتاب يكي بود يكي نبود او چاپ شده‌است، عموماً به عنوان نخستين داستان كوتاه فارسي به شيوهٔ غربي مي‌شمارند. اين داستان پس از هزار سال از نثر نويسي فارسي نقطه عطفي براي آن به شمار مي‌رفت. به علاوه، مقدمهٔ جمالزاده بر كتاب يكي بود يكي نبود، سند ادبي مهم و در واقع بيانيه نثر معاصر فارسي است. در اين مقدمه جمالزاده مواكداً بيان مي‌كند كه كاربرد ادبيات مدرن نخست بازتاب فرهنگ عامه و سپس انعكاس مسائل و واقعيتهاي اجتماعي است.

او از پيشگامان ساده‌نويسي فارسي بود. در سال ۱۲۷۴ خورشيدي در خانواده‌اي مذهبي در اصفهان بدنيا آمد. وي فرزند سيد جمال‌الدين واعظ اصفهاني بود. در سيزده سالگي براي تحصيل به بيروت رفت.

او نخستين مجموعهٔ داستان‌هاي كوتاه ايراني را تحت عنوان يكي بود، يكي نبود در سال ۱۳۰۰ خورشيدي در برلين منتشر ساخت.به همين خاطر وي را آغازگر سبك واقع‌گرايي در نثر معاصر فارسي دانسته‌اند.

داستان‌هاي وي انتقادي (از وضع زمانه)، ساده، طنزآميز، و آكنده از ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات عاميانه است

1390/10/4 7:53 صبح


شيخ بهاء الدين ، محمدبن حسين عاملي معروف به شيخ بهايي دانشمند بنام دوره صفويه است. اصل وي از جبل عامل شام بود. بهاء الدين محمد ده ساله بود كه پدرش عزالدين حسين عاملي از بزرگان علماي شام بسوي ايران رهسپار گرديد و چون به قزوين رسيدند و آن شهر را مركز دانشمندان شيعه يافتند، در آن سكني گزيدند و بهاءالدين به شاگردي پدر و ديگر دانشمندان آن عصر مشغول گرديد.
مرگ اين عارف بزرگ و دانشمند را به سال 1030 و يا 1031 هجري در پايان هشتاد و هفتمين سال حياتش ذكر كرده اند.وي در شهر اصفهان روي در نقاب خاك كشيد و مريدان پيكر او را با شكوهي كه شايسته شان او بود ، به مشهد بردند و در جوار حرم هشتمين امام شيعيان به خاك سپردند.
شيخ بهايي مردي بود كه از تظاهر و فخر فروشي نفرت داشت و اين خود انگيزه اي براي اشتهار خالص شيخ بود.شيخ بهايي به تاييد و تصديق اكثر محققين و مستشرقين ، نادر روزگار و يكي از مردان يگانه دانش و ادب ايران بود كه پرورش يافته فرهنگ آن عصر اين مرز و بوم و از بهترين نمايندگان معارف ايران در قرن دهم و يازدهم هجري قمري بوده است. شيخ بهايي شاگرداني تربيت نموده كه به نوبه خود از بزرگترين مفاخر علم و ادب ايران بوده اند، مانند فيلسوف و حكيم الهي ملاصدراي شيرازي و ملاحسن حنيفي كاشاني وعده يي ديگر كه در فلسفه و حكمت الهي و فقه و اصول و رياضي و نجوم سرآمد بوده و ستارگان درخشاني در آسمان علم و ادب ايران گرديدند كه نه تنها ايران ،بلكه عالم اسلام به وجود آنان افتخار مي كند. از كتب و آثار بزرگ علمي و ادبي شيخ بهايي علاوه بر غزليات و رباعيات داراي دو مثنوي بوده كه يكي به نام مثنوي "نان و حلوا" و ديگري "شير و شكر" مي باشد و آثار علمي او عبارتند از "جامع عباسي، كشكول، بحرالحساب و مفتاح الفلاح والاربعين و شرع القلاف، اسرارالبلاغه والوجيزه". ساير تاليفات شيخ بهايي كه بالغ بر هشتاد و هشت كتاب و رساله مي شود همواره كتب مورد نياز طالبان علم و ادب بوده است.

 

تا كي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
خواهد كه سرآيد غم هجران تو يا نه
اي تيره غمت را دل عشاق نشانه
جمعي به تو مشغول و تو غايب زميانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
ديدم همه را پيش رخت راكع و ساجد
در ميكده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتكف ديرم و گه ساكن مسجد
يعني كه تو را مي طلبم خانه به خانه
روزي كه برفتند حريفان پي هر كار
زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار
من يار طلب كردم و او جلوه گه يار
حاجي به ره كعبه و من طالب ديدار
او خانه همي جويد و من صاحب خانه
هر در كه زنم صاحب آن خانه تويي تو
هر جا كه روم پرتو كاشانه تويي تو
در ميكده و دير كه جانانه تويي تو
مقصود من از كعبه و بتخانه تويي تو
مقصود تويي ...كعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان ديد
پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد
عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد
يعني همه جا عكس رخ يار توان ديد
ديوانه منم ..من كه روم خانه به خانه
عاقل به قوانين خرد راه تو پويد
ديوانه برون از همه آئين تو جويد
تا غنچهء بشكفتهء اين باغ كه بويد
هر كس به بهاني صفت حمد تو گويد
بلبل به غزل خواني و قمري به ترانه
بيچاره بهايي كه دلش زار غم توست
هر چند كه عاصي است ز خيل خدم توست
اميد وي از عاطفت دم به دم توست
تقصير "خيالي" به اميد كرم توست
يعني كه گنه را به از اين نيست بهانه
"شيخ بهايي"

1390/10/4 7:48 صبح
Susa Web Tools

Susa Web Tools


ساعت فلش


Pichak go Up
تماس با ما

کد تماس با ما


مترجم سايت

مترجم سايت

جاوا اسكريپت

X